تبليغاتX
کمانچه
گشتی در موسیقی ایرانی
این وبلاگ بوسیله ی اینجانب علی طلیعی مدیریت می شود:

از سن ۶ سالگی به فراگیری موسیقی اصیل ایرانی به تشویق برادرانم پرداختم .

با تمبک شروع شد پایین پاساژ عطایی در خیابان میر عماد کاشان در یک مغازه در زیرزمین پاساژ .

سپس بعد از ۵سال معلم تمبک عوض شد  بعد توسط محمد جواد صانعی به فراگیری علم تمبک پرداختم

تا ۸۱ . اسفند ۸۱ به فراگیری ساز کمانچه نزذ استاد مهدی اذرسینا پرداختم البته اموزش تمبک همچنان ادامه داشت .

هم اکنون نیز نزد استاد اذرسینا به فراگیری ردیف میرزا عبدالله مشغولم .

........ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 15:21  توسط علی طلیعی  | 

به نظر مهدی آذر سینا، موسیقیدان معاصر:
زیبایی و هنر اساس دین است
مهدی آذر سینا آهنگساز و موسیقیدان معتقد است توجه به هنر یکی از پایه های اصلی و اساسی دین است.

به گزارش گروه دین و اندیشه "مهر" مهدی آذر سینا، آهنگساز و موسیقیدان، ضمن اعلام این مطلب به مناسبت برگزاری همایش زیبایی شناسی دین گفت : هنر توان معرفی جنبه و پدیده ای از هستی را دارد. یعنی هنر می تواند بهترین وسیله برای معرفی و بیان  نظرات گوناگون از جمله مؤلفه های دینی باشد.

وی افزود: طبیعی است اگر به پایه اصلی و استواری زیبایی توجه کنیم، موفق خواهیم بود. یعنی دین نمی تواند بدون توجه به زیبایی و هنر مدارج پیشرفت را طی کند. در واقع زیبایی اساس هنر است و هنر هم بدون زیبایی دارای ارزش نیست.

آذرسینا در خصوص تأثیر موسیقی بر دین گفت : موسیقی شدیداً با دین ما ترکیب شده و کلیه مراسم دینی ما از مداحی و روضه خوانی گرفته تا مرثیه و تعزیه، در همه آنها موسیقی وجود دارد و اگر مفهوم کلمات را برداریم به موسیقی می رسیم.

وی در خصوص تأثیر دین بر موسیقی اظهار داشت : اگر موسیقیدانی ریشه های دینی در ذهن، عقاید و باورهایش وجود داشته باشد، در موسیقی اش تأثیر می گذارد. چون هنر خود به خود دارای مشخصاتی است که دین هم به دنبال آن است و کسانی که موسیقی را با دیدی عقلانی دنبال می کنند به این نکته توجه بسیار دارند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 1:20  توسط علی طلیعی  | 

شنبه 26 شهريور 1384
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

انتشار آثار به قدري طول مي كشد كه آدم كار كردن يادش مي رود.


با بيان اين مطلب در خصوص منتشر نشدن آلبوم "خنيا گر" گفت : بازار موسيقي دست يك عده آدم هاي بي صلاحيت افتاده كه دلشان براي موسيقي نمي سوزد و به كار موسيقي از نوع درستش ، اهميت نمي دهند و تنها به فكر برگشت سرمايه اوليه شان هستند.
وي ادامه داد :توليد كارهاي پيش پا افتاده از نظر سرمايه داران مقدور است . چرا كه از اين طريق ، از هر آماتوري كار مي گيرند و آنها را منتشر مي كنند و به كارهاي سطح بالا اهميت نمي دهند . به اين دليل مردم با همين موسيقي ها ، شب و روز وتمام ساعت هاي خود را پر كنند و ديگر حوصله شنيدن موسيقي هاي سطح بالا را ندارند.
اين نوازنده كمانچه با بيان اين كه كسي متولي كار فني وهنري نيست ، اظهار داشت : هيچ كس مسووليتي در قبال كار هنري ندارد . اختيار دست عده اي شركتي افتاده است كه اگر اين عده كارهاي خوب را تحويل بگيرند و آثار با ارزش ، ميداني مي شوند . اما اين ها مي خواهند با انجام ندادن اين كار ، جلوي كارهاي هنري و خوب كه توام با حرف ها و گفته هاي زياد است را بگيرند.
آهنگساز آلبوم" خنياگر" در خصوص نقش مسوولين هنري در اين زمينه گفت : هيچ كس از اين جهت به موسيقي نگاه نمي كند كه موسيقي جدي است و تهيه كننده اش براي توليد آن زحمت زيادي كشيده است.
"آذر سينا "در خاتمه خاطر نشان كرد : چاره اي جز اين نداريم كه راهمان را ادامه دهيم . چون اين مسايل نبايد باعث عقب نشستن اهالي هنر شود.



منبع : ايلنا
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:32  توسط علی طلیعی  | 

مهدي آذر سينا
100 magnify
حدود نيم قرن پيش از اين، مراسم تعزيه و شبيه‌خواني در قالب هنري و يا استفاده از آوازخوان‌هاي حرفه‌يي برگزار مي‌شد. در اين مراسم از آوازي همراه با شعر خاصي استفاده مي‌شد كه مي‌توان گفت موسيقي ايراني را در قرن‌ها پيش، حفظ كرده است.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در منطقه زنجان، مهدي آذرسينا - عضو هيات مديره نوازندگان خانه موسيقي - در نشست پژوهشي موسيقي حوزه هنري زنجان با اعلام اين مطلب، افزود: در عالم هنر نمي‌توان تنها ادعاي هنرمندي داشت، زيرا هنر از ذات بشري نشأت گرفته و برانگيخته شدن مي‌خواهد. بزرگان شعر و ادب بر اين باورند كه كشش به سمت هنر آگاهانه نيست و هنرمند زماني متوجه هنرش مي‌شود كه وارد اين وادي شده و اگر غير از اين باشد، موفقيت به دنبال نخواهد داشت.
آذرسينا با ابراز خرسندي از اين كه مسوولان هنري در كشور، به مسايل فرهنگي اهميت مي‌دهند، گفت: معتقدم كه هنرمند فعاليت خود را انجام مي‌دهد، بنابراين نبايد نگران موفقيت و پذيرش و يا عدم پذيرش خود از سوي آحاد مردم باشد. اگر هنرمند با نيت پاك و آگاهانه همراه با انديشه و تفكر زحمات اين عرصه را به خود تحميل كند، در مسير موفقيت و پذيرش از سوي مردم گام نهاده است.
نويسنده كتاب "شيوه كمانچه نوازي" سير نزول موسيقي ايران را دهه 40 و پيش از انقلاب عنوان كرده و گفت: در اين دوران موسيقي تحريف و به انحراف كشيده شد، اما با حضور استاد برومند در دوران ما نهضتي در عالم موسيقي ايجاد شد. نهضتي كه موسيقي گذشته و اصيل را دوباره احيا كرد و در مجامع و انجمن‌هاي موسيقي تأثير بسزايي نهاد.
آذرسينا، استفاده از موسيقي را به‌عنوان شغل، سبب تحقير هنر موسيقي خواند و اذعان داشت: شايسته نيست كه از موسيقي در هر عرصه‌اي استفاده شود، بلكه قداست موسيقي يكي از نيازهاي فرهنگ ماست. موسيقي همواره توأم با فلسفه و انديشه است. دانشمنداني همچون فارابي و ابن‌سينا درباره‌ي اين هنر كتاب‌هاي متعددي نوشته‌اند و نظرات ارزنده‌اي در اين خصوص بيان كرده‌اند.
عضو شوراي پژوهشكده هنر حوزه‌ي هنري با بيان اين كه يادگيري موسيقي مراحل مختلفي دارد، تاكيد كرد: آموختن اين هنر و پيشرفت در آن همراه با سختي و مرارت خواهد بود و بايد اين اميد را داشت كه تنها كسي مي‌تواند تا انتهاي اين مسير قدم بردارد كه با علاقه و انگيزه لازم‌ پاي به اين عرصه نهاده باشد.
وي گفت: موسيقي اصيل شنونده را متحول ساخته و روح و جسم را تقويت مي‌كند و در تمامي ابعاد زندگي حتا اعتقادي و مذهبي نيز تأثيرگذار خواهد بود.
آذرسينا خاطرنشان كرد: فراموش نكنيم موسيقي تنها براي پر كردن اوقات فراغت نيست و با انديشه و منطق سر و كار دارد. اگر نگاه درستي به موسيقي داشته و محيط رقابتي سالم ايجاد شود، هنرمند جوان ما هنر خود را با افتخار عرضه خواهد كرد.
به تعبير او، موسيقي از ديگر هنرها جدا نيست و كسي كه وارد عالم موسيقي مي‌شود ضرورت دارد با هنرهاي ديگر نيز در ارتباط باشد.

Tuesday January 8, 2008 - 07:19pm (IRST)

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:19  توسط علی طلیعی  | 

اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است... در هنر می شود نواهای هستی را شنید ، معراج در این عرصه روی می دهد پروازی به فرازستان معنا.
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 12:34  توسط علی طلیعی  | 

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 12:16  توسط علی طلیعی  | 


 

( گزارشی پیرامون موسیقی و بایدها و نبایدهای ان )

در گذشته ارتباط موسیقی با توده های مردم بسیار زیاد بود و در زندگی انان نقش داشت و از انجا که مردم بیشتر با طبیعت همراه بودند اواز پرندگان سرود رود و باران وباد لالایی مادران و اواز های دسته جمعی هنگام کار کردن  تفریح  شادی و حتی مرگ  موسیقی زندگیشان را تشکیل می داد . اما امروزه گرچه مردم درروز ساعت ها موسیقی گوش می دهند ولی این موسیقی در زندگی انها نقشی ندارد وامری تجملی  حاشیه ای و تفریحی محسوب می شود .

وقتی قرار شد در مورد موسیقی گزارشی تهیه کنم اول با خودم فکر کردم که باید بدانم نظر نوجوان ها درباره ی موسیقی چیست و چقدر درباره ی ان اگاهی دارند . بعد از خود موسیقی و نظرات اهل فن درباره ان برایتان بنویسم . نتیجه ی مجموعه مصاحبه ها  تحقیقات و مطالعات گزارشی شد که در ادامه می خوانید .

موسیقی ای که من می پسندم ....

اطلاعات بیشتر نوجوانها در مورد موسیقی  معمولا اهنگ هایی است که یا به صورت نوار کاست می خرند یا از صدا و سیما پخش می شود . البته در همین اندازه هم نظرات و سلیقه های بسیار متفاوتی داشتند که گاهی زمین تا اسمان با هم فرق داشت . این راهم باید اضافه کنم که متاسفانه تقریبا هیچکدامشان درباره ی ریتم  اواز  ردیف های موسیقایی  مسایل فقهی مرتبط با موسیقی و ... چیزی نمی دانستند . به هر حال برای نمونه نظرات چند نفرشان را مرور می کنیم .

سارا راد پانزده ساله گفت که همه چیزگوش می دهد نوارهای عصار بنیامین خشایار اعتمادی و..... گفت که فقط به موسیقی پاپ علاقه مند است .

محمد محمودوند شانزده ساله گفت که از نوارهایی که شعر ندارد (یبکلام)خوشش می اید و فقط اهنگ خالی گوش می کند . مثل موسیقی فیلم های <بوی پیراهن یوسف> <از کرخه تا راین > ساخته مجید انتظامی و یا موسیقی مجموعه ی <خاک سرخ >...

محناز نجمی  هفده ساله هم گفت که از اهنگ های پاپ بدش می اید و توضیح داد که شعر اهنگ خیلی برایش مهم است و بیشتر نوارهای سراج و افتخاری را می خرد که هم شعر هایش قشنگند و هم اهنگ هایشان وبعد کلی هم از اشعار کم محتوا انتقاد کرد مثل شعر هالم بده حالم بده ...تبم هزارو سیصد! (گویا این شعر را یکی از خواننده ها در یکی از البوم هایش خوانده است.)

حامد بیات هجده ساله گفت که از میان خوانندگان پاپ کارهای محمد نوری را دوست دارد و از خوانندگان سنتی هم از صدای صدای شهرام  ناظری خوشش می اید .

و یک دختر خانم سیزده ساله هم گفت که بیشتر نوار های (ان ور ابی )را گوش می کند هم خارجی و هم لس انجلسی !

خلاصه نظرات نوجوان هایی که باهاشان صحبت کردم  خیلی متفاوت بود . تقریبا از همه شان به جز اینکه چه موسیقی ای را می پسندند از تاثیر موسیقی بر زندگی و شخصیتشان پرسیدم . بیشترشان معتقد بودند که موسیقی در زندگی انها تاثیر دارد . ولی چگونگی اش را نمی توانستند توضیح دهند پس باید در کتابها دنبال جواب سوالم می گشتم .

این تاثیر گذار مهم

امروزه کمتر کسی وجود دارد که تاثیر موسیقی را نه تنها بر ذهن و جسم و روان انسان که حتی بر گیاهان و حیوانات منکر شود . پرفسور هربرت گویفرت _ازدانشمندان معروف المانی _ مطالعات بسیاری دراین زمینه داشته است . مطالعات او بر گیاه (گردی ) که یک گیاه اپارتمانی است نشان داد که اگر این گیاه به طور مداوم  در معرض اهنگی که به صورت تند و شلوغ است قرار گیرد سریع پژمرده خواهد شد و به عکس به موزیک ملایم علاقه مند است و در برابر ان رشد نسبتا خوبی با برگ ها ی شفاف خواهد داشت .

این تاثیر در بدن انسان هم مشهود است . پرفسور گویفرت با مطالعه دقیق به این نتیجه رسید که موسیقی در بدن انسان تولید برق می کند . او در دانشگاه فرایبورک جمعی را تحت ازمایش قرار داد و ثابت کرد که با نواختن موسیقی اعضای بدن انان به الکتریسیته ای مجهز می شود که قبلا دربدن انها موجود نبوده است . عامل بوجود امدن این برق الیاف مخصوص اعصاب است . این الیاف در برابر موسیقی های تند و موسیقی های ارام دو واکنش متفاوت از خود نشان می دهد .

اسلام نوعی از موسیقی را که لهوی یا (غنایی) نامیده می شود حرام کرده است . زیرا موسیقی لهوی تند وشلوغ است که از ضرب اهنگ مداوم یک صوت با فرکانس مشخص در مقاطع زمانی یکسان (مثلا هر یک ثانیه یک بار )ایجاد می شود مانند صدای جاز یا تمبک . این نوع صوت در مدتی تقریبا طولانی علاوه بر بالا بردن فشار خون و ضربان قلب بر غدد جنسی تاثیر می گذارد و میزان ترشح هورمون این غدد را افزایش می دهد . در این شرایط هیجان کاذب ایجاد شده فرد از حالت طبیعی خارج می شود و تعادل رفتاری او بر هم می ریزد . از این رو اسلام موسیقی لهوی را حرام اعلام کرده است .    

   موسیقی غنایی  موسیقی غیر غنایی

اما موسیقی غنایی یا لحوی چیست که اسلام ان را حرام کرده است؟

برای رسیدن به پاسخ این سوال به دانشکده موسیقی دانشگاه ازاد و دانشگاه تهران رفتم . اما متاسفانه استادی راپیدا نکردم که پاسخگوی سوالاتم باشد پس به سراغ دانشجوها رفتم . بیشترشان اطلاعات نسبتا کمی پیرامون نظر اسلام در مورد موسیقی داشتند . اما بالاخره یکی را پیدا کردم که خوب می دانست و حرف های خوبی برای گفتن داشت .

حدیث فخرالاسلام  دانشجوی موسیقی سنتی ایران است . ظاهرش با چادر زیبایی که که بر سر دارد  با سایر دختر های همکلاسش فرق دارد .

در چه سازی تخصص دارید ؟

سه تار . سه تار ساز معرفت و عرفان است .

خانواده تان برای امدن به این رشته با شما مخالفت نکردند ؟

خیر من خانواده ای مذهبی دارم . اما پدر و مادرم ادم های روشنی هستند . وقتی توی این رشته قبول شدم بعضی از بستگانمان به پدر و مادرم می گفتند که "نگذارید در این رشته تحصیل کند چون بی دین و ایمان می شود " و از این حرف ها! ولی خانواده ام مرا کاملا می شناختند و توجهی به حرف های ادمهای (کاتولیک ترپاپ)فامیل نکردند .

حالا ازرشته تان راضی هستید ؟

خیلی من از دوره دبیرستان به این رشته علاقه مند بودم . اما حالا ان را تخصصی و علمی دنبال می کنم .

نظر شما درباره ((شعر و موسیقی)) چیست ؟

در موسیقی ایرانی شیوه های مختلفی وجود دارد اواز تنها  ساز تنها  ساز و اواز . در اواز تنها و ساز و اواز مسلما شعر نقش بسیار مهمی دارد . همیشه باید شعر ناب در کنار موسیقی خوب و عمیق باشد .  به نظرمن این خواننده هایی که شعر حافظ و مولانا و کلا بزرگان ادب را همراه با یک موسیقی سطحی و کامپیوتری می خوانند در واقع دارند به شعر ایران توهین می کنند . در مقابل وقتی یک خواننده یک شعر کم محتوا و سطحی را با یک موسیقی سطح بالا می خواند هم به موسیقی اصیل و هنری توهین کرده است . این طور کارها گرچه در دوره ای مورد اقبال عموم قرار می گیرند و ده سال بعد امکان ندارد کسی سراغ انها برود .      

 

همیشه باید شعر ناب در کنار موسیقی خوب و عمیق باشد .

 

موسیقی فاخر یا موسیقی معرفتی نوعی از موسیقی است که در میان عموم کمتر شناخته شده است .

 

اسلام موسیقی رارد می کند یا تایید ؟

بستگی به نوع موسیقی دارد موسیقی که مختص مجالس لحو و لعب است و به ان موسیقی غنایی گفته می شود از نظر اسلام مردود است . اما موسیقی غیر غنایی که تفکر برانگیز و سرشار از معنویت است مورد تایید اسلام است . البته تایید این قضیه هیچ ربطی به غربی یا شرقی یک اهنگ ندارد .

موسیقی فاخر

نوعی از موسیقی موسیقی (فاخر) یا معرفتی نام دارد و گرچه بخشی از مردم به ان علاقه مند هستند ولی در میان عموم کمتر شناخته شده است . این نوع موسیقی را می توان هم در موسیقی کلاسیک غرب یافت و هم در موسیقی سنتی ایران .دانشجویان رشته موسیقی در این زمینه بیشتر توضیح می دهند .

مریم حسن بیگی دانشجوی موسیقی کلاسیک (غرب) که معتقد است موسیقی زبان بین الملل است در پاسخ به این سوال که چرا به این رشته امدی ؟ گفت من به دلیل سابقه که موسیقی در خانواده ام دارد از روی اگاهی وارد این رشته شدم چون معتقدم می شود با موسیقی به شناخت رسید من به دنبال معنا در این رشته هستم . متاسفانه امروزه ماهیت موسیقی عوض شده است یعنی خیلیها اصلا نمی دانند برای چه موسیقی گوش میدهند و به یک سلسله موسیقی های مبتذل _که اسمش را گذاشته اند پاپ و شعر درست و حسابی هم ندارد _اکتفا می کنند .

یعنی شما موسیقی پاپ را قبول ندارید؟

موسیقی یک مقوله ی فرهنگی است در غرب اگر کسی بخواهد موسیقی پاپ کار کند باید تحصیلات موسیقی داشته باشد و موسیقی کلاسیک را کاملا بشناسد بعد به سراغ مکتب های جدید و موسیقی پاپ برود یعنی یک سیر تفکری را درک کند . اما در اینجا طرف اصلا موسیقی کلاسیک را نمی شناسد فوقش دو سه سال به کلاس گیتار رفته و بعد هم از طرف اطرافیانش شنیده که صدایش خوب است  فوری نوار بیرون می دهد و البوم پشت البوم . این موسیقی هایی که با کامپیوتر ساخته می شود نه پشتوانه ی فکری دارد و نه هنری . شعر هایش هم که ان موسیقی مبتذل تر است.

شما گوش دادن به چه موسیقی را توصیه می کنید؟

نمی شود موسیقی خاصی را توصیه کرد . اما من فکر می کنم اول باید موسیقی فاخر و معنا دار را به مردم شناساند . عده ای دوست دارند موسیقی سنتی گوش کنند . یک عده ای هم ممکن است دوست داشته باشند سمفونیهای  بتهوون  هایدن یا باخ را گوش کنند .اول باید برای مردم شناخت ایجاد شود تا بعد گوش مردم به شنیدن موسیقی خوب عادت کند . این کار هم فقط از رسانه ها بر می اید . که در حال حاضر _متاسفانه_موسیقی خوب از صداوسیما کم شنیده می شود . البته هر کس خودش می تواند به دنبال شناخت موسیقی فاخر باشد موسیقی ای که سازنده ی ان موقع نوشتن نت اهنگش به خدا  جهان هستی و عشق محبت فکر می کرده است .   

 بعد از صحبت کردن با یک دانشجوی موسیقی کلاسیک به دنبال یک دانسجوی موسیقی سنتی ایران گشتم .

بهروز کریمی دانشجوی رشته ی موسیقی سنتی ایران است ودل پردردی ازصداوسیما بخاطر حمایت از موسیقیهایی که به قول خودش سطحی است دارد . تا موضوع گزارش را مطرح کردم گفت (( وقتی در هفته کمتر از یک ساعت موسیقی هنری و جدی از صدا وسیما پخش می شود معلوم است که گرایش به انواع موسیقی سطحی ومبتذل میان مردم زیاد می شود . خیلی از ادم های تحصیل کرده این دغدغه ها را ندارند  حالا شما چطور انتظار دارید که مخاطبان نوجوان از این مسایل اطلاع داشته باشند .

چرابیشتر مردم _البته نوجوان ها_فکر می کنند که موسیقی سنتی ایران غمگین است ؟  

همان نشناختن و اطلاع نداشتن دلیل این موضوع است . معمولا موسیقی در دو سطح مطرح می شود  یکی موسیقی سطحی که با حرکات فیزیکی همراه است و در مجالس خاص استفاده می شود نوع دیکر گوش دادن به موسیقی بخصوص در اوقات فراغت است . الان متاسفانه خیلیها در اوقات فراغتشان هم موسیقی مبتذل مجالس خاص را گوش می دهند . من با این تفکر که موسیقی دستگاهی یک موسیقی غمگین است کاملا مخالفم بعضی دستگاه ها مثل  ((چهارگاه )) و ((ماهور)) یک مقدار زمینی تر وشاد ترند  . بعضی دستگاه ها مثل ((شور )) و ((همایون)) عرفانی ترند . بعضی از موسیقی های مقامی ایران نیز به شدت انسان را به تفکر وا می دارد مثل مقام الله مدد یا مقام نوایی که به جنوب خراسان متعلق است .

برای اینکه نوجوان ها  با فکر سراغ موسیقی بروند چه کارهایی باید انجام شود؟

بهترینش اینست که صداوسیما برنامه هایی برای شناختن و اموزش موسیقی خوب بسازد . اما نوجوانها هم می توانند خودشان از کسانی که موسیقی ردیف ودستگاههای ان را می شناسند در این باره سوال کنند و به دنبال موسیقی خوب باشند .اگر هم حوصله خواندن کتاب را داشته باشند باید بگویم کتاب زیاد نوشته شده است .

 

فقه وموسیقی

تقریبا در تمام رساله های مراجع عالیقدربخشی به مساله موسیقی  اختصاص داده شده که به راحتی می توان به انها دسترسی پیدا کرد برای نمونه چند پرسش و استفتاءرا بخوانید

گوش دادن به نوار هایی که توسط سازمان تبلیغات اسلامی و یا موسسه ی اسلامی دیگر مجاز اعلام شده اند چه حکمی دارد؟ و استفاده از الات موسیقی مثل کمانچه ویولون و نی چه حکمی دارد؟

جواز گوش دادن به نوار ها منوط به تشخیس خود مکلف است . اگر تشخیص دهد موسیقی مشتمل بر غنا وموسیقی لهوی مناسب با مجالس عیش و نوش و خوشگذرانی و همچنین مطالب باطل نیست گوش دادن به ان اشکال ندارد . بنابراین تجویز ان توسط سازمان تبلیغات اسلامی و یا هر موسسه اسلامی دیگر تنهایی دلیل شرعی برای مباح بودن ان نسیت و به کار گیری الات موسیقی در موسیقی لهوی و مطربی و مناسب با مجالس لهو و گناه مجاز نمی شود ولی استفاده حلال از انها برای اهداف عقلایی اشکال ندارد و تشخیص مصادیق هم موکول به نظر خود مکلف است .

ایا خرید وفروش الات موسیقی حلال است یا حرام ؟ 

 خرید وفروش الات مشترک برای نواختن موسیقی غیر لهوی اشکالی ندارد .

اسلام وتشیع دین عقل است . برای همین براساس فتوا های مراجع تقلید خود مکلف باید تشخیص بدهد که حتی از میان موسیقی های مجاز موسیقی ای که گوش می کند لهوی و غناییست یا غیر غنایی و حلال.

 

انوشه میر مرعشی   در مجله سروش نو جوان دی 85         

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 1:37  توسط علی طلیعی  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:0  توسط علی طلیعی  | 

استاد علی اصغر بهاری

 استاد علی اصغر بهاری به سال 1284 در ناحيه بازار عباس آباد تهران متولدشد . پدرش محمد تقي خان ،( آن زمان هنوز فاميل رسم نبود ) وي را تحت تعليم مستقيم خود قرار داد و به او طرز نواختن كمانچه را آموخت ولي پس از سه سال به وي گفت : از اين به بعد بايد به نواختن كمانچه دايي هايت گوش فرا دهي و طرز نواختن آنها را بياموزي .

علي اصغر سه دايي داشت به نامهاي : اكبر ، رضا و حسن كه هر سه از نوازندگان خوب و بنام كمانچه بودند و در اركستر بزرگ بيست و چهار نفري كه آقا ناظم ، پدر مرتضي خان محجوبي ترتيب داده بود شركت مي كردند ساير اعضاي اين اركستر . نوازندگان و خوانندگاني نظير : درويش خان ، حسين خان اسماعيل زاده ، طاهرزاده ، اقبال السلطان و غيره بودند واين نشانگر آنست كه همكاري كردن در يك اركستر با اساتيد موسيقي وقت حتما مهارت و تبحر مي خواست .

علي اصغر بهاري، از دايي هاي خود چيزهايي را كه بايد بياموزد آموخت تا اينكه در هجده سالگي همراه با اركستر ابراهيم خان منصوري در كنسرتي كه در يك سالن بر پا شده بود شركت مي كند و از همين جا آوازه شهرت بهاري به گوش موسيقي دانان مي رسد و او را بنام نوازنده خوب و آگاه به نواختن گوشه هايي ايراني مي پذيرند .بهاري پس از چندي در مشهد كلاس موسيقي جهت تعليم مي گشايد و يك سال هم با حبيب سماعي استاد سنتور كار مي كند و شاگرد تعليم مي دهند و بعدا به تهران مي آيد و توسط استاد روح الله خالقي به مدرسه موسيقي جهت تعليم دعوت مي شود و در هنرستان شروع به همكاري مي نمايد .وي با همكاري با مركز حففظ و اشاعه موسيقي ايران ، شاگردان خوبي را تربيت كرد كه هر كدام هم اكنون يكي از بهترين كمانچه كش هاي كشور مي باشند . اصغر بهاري مردي است صادق و خوشرو و بي تكبر و خلاصه استاد و هنرمندي است از هر جهت والامقام و براي آموختن به شاگردان خود از هيچ كوشش و از خود گذشتگي دريغ نمي كند .

در سال 1332 به راديو دعوت مي شود و در اركستر هاي مختلف كه استاداني نظير : صبا ، عبادي ، حسين تهراني و غيره شركت داشتند ، همكاري مي كند . علي اصغر بهاري ، مدتي نيز در دانشگاه تهران به تعليم هنر آموزان مي پردازد و اولين هنرمندي است كه در تلويزيون تكنوازي كرد و مدت هشت بار به دعوت دولتهاي فرانسه ، بلژيك و آلمان جهت اشاعه و شناساندن موسيقي ملي و اين ساز اصيل ايراني ، به آن ممالك مسافرت كرد . علي اصغر بهاري ، يكي از اساتيد و بهترين كمانچه كش هاي ادوار موسيقي سنتي و نوين ايران مي باشد .

 

استاد بهاری و ساز کمانچه

برخی از سازهای قديمی و سنتی موسيقی ايران، در يکصد سال گذشته از رواج و رونق افتاده و يکی دو تا از آنها حتی متروک مانده اند. نفوذ و تأثير فرهنگ مغرب زمين در ايران اگرچه سبب آگاهی های ارزشمند جامعه از دانش و هنر امروز شده است ولی به هر حال در بعضی موارد به سود سنت های فرهنگی و هنری ما عمل نکرده است.ورود بسياری از سازهای اروپايی که از امکانات فنی گسترده ای برخوردارند در آغاز، برخی از سازهای سنتی مارا در سايه قرار داد. 

فلوت جای نی را گرفت، قره نی و ترومپت به جای سرنا و کرنا نشست و ويولن جانشين کمانچه شد. بديهی است که امکانات فنی و توانايی های صوتی فلوت و ترومپت و ويولن بسيار بيشتر از نی و سرنا و کمانچه بود و جاذبه های بسيار در ميان هنرجويان و علاقمندان به موسيقی به وجود می آورد.ولی اين نکته از نظرها پنهان مانده بود که ويژگی های موسيقی سنتی ما با همان خصوصيات صوتی سازهای خودمان سازگارتر است. دست کم بايد انديشيده می شد که اگر ويولن و فلوت نيز فی المثل توانايی انطباق با نيازمنديهای موسيقی ملی را دارند، نبايد ولی جای سازهای سنتی چون نی و کمانچه را تنگ کنند.

به هر تقدير چنين شد و در اين ميان کمانچه بيش از سازهای ديگر مورد بی مهری قرار گرفت. با ورود ويولن، تقريباً تمامی کمانچه کشان به اين ساز پرجاذبه تازه وارد، روی آوردند و کامنچه را به کناری نهادند، بی آنکه ويولن را نيز آنگونه که بايد به کار گيرند. همان شيوه قديمی کمانچه کشی را روی ويولن پياده کردند. تنها تفاوت آن بود که کمانچه را عمودی بر زمين تکيه می دادند و ويولن را افقی، زير چانه می گذاشتند!نامگذاری ناصرالدين شاه بر روی ويولن، که آن را "کمانچه فرنگی" ناميده، چندان دور از واقعيت زمانه نبوده است! اين وضعيت البته دوام نياورد. با ظهور "ابولحسن صبا" در جامعه موسيقی ايران، ويولن، شيوه نواختن ويژه خود را پيدا کرد. يعنی در واقع "ويولن با هويت ايرانی" به دنيا آمد. کمانچه نيز نوازنده برجسته ای چون "علی اصغر بهاری" پيدا کرد که اگرچه او نيز زمان کوتاهی به ويولن روی آورد، ولی به زودی آن را به کناری نهاد و سال های دراز، تا پايان عمر، به شيوه مرسوم سنتی کمان را بر کمانچه کشيد، شاگردان بسيار پرورش داد و از نو بر رونق و رواج کمانچه افزود. بهاری اگر زنده مانده بود، هم اينک صد ساله می بود ولی او ده سال پيش چشم از جهان فروبست.
 

استاد بهاری  به گفته خودش، در هجده سالگی ديگر به مرز مهارت رسيده بود و می توانست در محافل و کنسرت ها، هنرنمايی کند.همانگونه که پيشتر اشاره کرديم، علی اصغر جوان نيز مجذوب ساز تازه وارد ويولن شد و بيست و پنج ساله بود که نواختن آن را نيز فرا گرفت.علی اصغر بهاری از سال ۱۳۳۲، از سوی "جواد معروفی" که برنامه های موسيقی راديو را زير نظر داشت به همکاری با اين سازمان دعوت شد.

 

 

بهاری که می ديد روز به روز بر شمار نوازندگان ويولن افزوده می شود و حدود سی چهل سال می شود که کمانچه متروک افتاده است، انديشيد که بهتر است به جای ويولن، به تيمار کمانچه سنتی بپردازد. معروفی نيز اين انديشه را پسنديد و نوای زيبای کمانچه بهاری، برای نخستين بار از راديو پخش شد.

از آن پس بهاری نيز چون هنرمندان برجسته ديگر، ابولحسن صبا و مرتضی محجوبی و حسن کسايی و احمد عبادی و رضا ورزنده، از تکنوازان ثابت قدم راديو به شمار آمد.بهاری خود در مورد نخستين برنامه تکنوازی خود در راديو و بازتاب آن گفته است: "همان روز اول که من کمانچه زدم، ناگهان برنامه شهرت فوق العاده ای پيدا کرد. حتی خود من تصور آن را نمی کردم که اين ساز فراموش شده، آنقدر طالب داشته باشد. از همه جا به سراغ من آمدند. موسيقی دان هايی هم که قبلاً مرا نمی شناختند، با من آشنا شدند و مرا به ادامه کار با کمانچه تشويق کردند... ."

کمانچه، در همه جا

چندی بعد، "روح الله خالقی" رئيس هنرستان عالی موسيقی، از علی اصغر بهاری خواست که کلاسی برای کمانچه را در هنرستان اداره کند و از آن گذشته با ارکستر سازهای ملی به همکاری بپردازد.برخی از شاگردان پيشرفته ويولن، به توصيه خالقی، در کلاس کمانچه بهاری به شاگردی نشستند و بعدها خود به نواختن کمانچه در ارکسترها پرداختند.رفته رفته شهرت بهاری فراگيرتر شد و بيشتر مراکز آموزشی موسيقی برای کمانچه او نيز کلاسی بنياد کردند از جمله می توان از مرکز حفظ و اشاعه موسيقی وابسته به سازمان راديو تلويزيون ايران و بخش موسيقی دانشکده هنرهای زيبا، در دانشگاه تهران ياد کرد. در مرکز حفظ و اشاعه بهاری، علاوه بر تدريس، رديف کمانچه را نيز به تمامی نواخته و به ضبط درآورده است. علی اصغر بهاری در سال های پيش از انقلاب، به دعوت مراجع فرهنگی بين المللی سفرهای متعددی به کشورهای آسيايی و اروپايی داشته است. او در اين سفرها علاوه بر شرکت در کنسرت های موسيقی ملی، نواخته های خود را به بنگاه های ضبط صفحه سپرده است. برخی از صفحات موسيقی سنتی ايران که از سوی يونسکو، انتشار يافته، نواخته های کمانچه بهاری را نيز در خود دارد.

حضور علی اصغر بهاری در جامعه موسيقی ايران گذشته از جاذبه هايی که در اجرای موسيقی سنتی پديد آورده، تاثيری دراز مدت و مستمر نيز در جامعه بر جای نهاده است: از نو سربرآوردن کمانچه و رواج و رونق آن در ايران پس از انقلاب. اينک کمتر گروه سنتی موسيقی را می توان يافت که کمانچه در آن نباشد. اين بار البته رغبت غميادانه به کمانچه، می توانست سرنوشت پيشين کمانچه را برای ويولن رقم بزند. ولی خوشبختانه، پايداری و شکيبايی ويولن نوازان برجسته ايرانی، با همه راهبندان هايی که پيش روی خود دارند، اين ساز را همچنان سرپا نگاه داشته است.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 19:51  توسط علی طلیعی  | 

مهدی آذر سينا
دوشنبه 2 مرداد 1385  ساعت 1:01:00 PM
سايت خانه موسیقی -  سرویس زندگینامه نسخه‌ی چاپ 

در اوايل دورة دبيرستان نوازندگی ويولن را شروع کرد .بعد از دبيرستان به تهران آمد و در کلاس های آزاد هنرستان موسيقی ملی شاگرد کلاس " رحمت اله بديعی" شد.از دانشکدة هنرهای زيبای دانشگاه تهران در رشتة موسيقی فارغ التحصيل شد. موسيقی ردیف دستگاهی را در محضر " داريوش صفوت "و" نورعلی برومند" فراگرفت. نوازندگی کمانچه را نزد بهاری در دانشگاه آغاز کرد .از چهار رشتة تخصصي موسيقي ،رشتة" آموزش موسيقي "را برگزید و متد ارف را به طور عملي نزد دكتر سعيد خديري آموخت .  

سوابق و آثار:

مربي كلاسهاي موسيقي كانون پرورش كودكان و نوجوانان در دورة دانشجوئي و تعليم موسيقي با متد ارف .
موسس و مدير کارگاه موسيقی کودکان ونوجوانان تبريز از سال 1353 تا 1359 و مربيگري كلاسهاي ارف كارگاه و كلاس كمانچه .
مدرس نوازندگی کمانچه و ويولن در مرکز حفظ و اشاعة موسيقی تبريز در همان سالها
مدر س نوازندگی کمانچه و ويولن در مرکز حفظ و اشاعة موسيقی تهران از سال 59 تا 68
آهنگسازي و نوازندگی کمانچه در ارکستر موسيقی ملی تبريز در کنار غلامحسين بيگجه خانی ومحمود فرنام و  احد بهجت ( نوازنده سنتور و سر پرست گروه) اجراهای متعدد با اين دو استاد ( بيگجه خاني و فرنام) از جمله اجرای يک سه نوازی در جشن هنر شيراز .
آهنگسازی در فرم های ايرانی و اجرا با گروه های مختلف وبا آواز خوانی نورالدين رضوی سروستانی ,
کريم صالح عظيمی و شهرام ناظری 
آهنگسازی و اجرا در آلبوم کاست و CD منتشر شده  : چليپا ( تکنوازی کمانچه ) – سخن تازه
(با خوانندگی شهرام ناظزی ) آلبوم شور آفرين (کمانچه نوازی ) «سياوشانه» با آواز عليرضا شاه محمدی( انتشارات سروش) «سياه مشق» با آواز عليرضا شاه محمدی( موسسه مشكات و چهارگاه) –البوم« رديف موسيقی ايران روايت برومند »( انتشارات سروش)
(کمانچه نوازی)
انتشار دو اثر با نام " صفير سيمرغ"  به صورت cdكه شامل بخش هائيست از دونوازي و تكنوازي در كنسرت شفق( موسسة چهارگاه) .
 انتشارکار گروهی «همايون» با نام «خنياگر» با آواز خوانی خودم و خانم سپيدة رئيس سادات .( حوزة هنري)
 سرپرستی کنسرت های متعدد در ايران و در کشور های اروپائی به اتفاق آقايان شهرام ناظری , مسعود شناسا ومحمد اخوان  .و تشكيل گروه موسيقي آينه ( مسعود شناسا ، نويد افقه، عماد حنيفه، مهدي علومي ،عليرضا شاه محمدي، امير حاج ابراهيمي، بهزاد ميرلو ،و محسن حسيني) 

تاليفات :

کتاب « شيوة کمانچه نوازی » برای چهار دوره در يک مجلد( انتشارات سروش) ---کتاب آثاری از استاد بهاری به همراه آلبوم کمانچه نوازی خود استاد( انتشارات سروش) ---تاليف کتاب رديف موسيقی ايران روايت برومند( انتشارات سروش) و مقاله هاي متعدد در موسيقی. 
مدرس رديف نوازی در رشتة موسيقی دانشگاه آزاد تهران ---بر گزاری مستر کلاس در دانشگاه هنر تهران

سمت ها و مسئوليت های جنبی :

عضو هيئت مديرة نوازندگان خانة موسيقی از بدو تاسيس خانةموسيقیدر سه دورة اول–عضو شورای فرهنگستان هنر در تدوين واژه هاي موسيقي ايراني–عضو شورای پژوهشکدة هنر در حوزة هنری
سخنراني و داوري در آزمون ها وجشنواره هاي موسيقي مختلف در تهران و شهرستانها .
 
 کارهای در دست انتشار :

کتابي در زمينة شعر و موسيقی و كتابي در دو جلد با نام " از متد ارف تا چهارگاه" (كتابي كه با استفاده از متد ارف اموزش موسيقي  براي كودكان ايراني را به عهده مي گيرد و آنها را با موسيقي اصيل ايران آشنا مي كند.



 
[ صفحه‌ی اصلی ]     [ RSS ]     [ تماس ]
تمام حقوق اين سايت متعلق است به خانه‌ی موسیقی ایران
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 19:43  توسط علی طلیعی  |